مادر با رفتن به آرایشگاه باعث مرگ کودکش شد!

[ad_1]

مادر با رفتن به آرایشگاه باعث مرگ کودکش شد!

مادر با رفتن به آرایشگاه باعث مرگ کودکش شد!

مادری که با رها کردن فرزندش در خودرو موجب مرگ او شد بزودی در آتلانتای آمریکا به اتهام قتل غیرعمد محاکمه می‌شود.

به گزارش جذاب به نقل از ایسنا ؛ این زن ۲۵ ساله برای رفتن به آرایشگاه به مدت ۶ ساعت کودک یک ساله خود را در هوای گرم تابستان در خودرو رها کرده بود. وی هنگام بازگشت با جسم بی جان فرزند خردسالش روبرو شد. به گفته پلیس این زن کولر خودرو را برای خنک نگه داشتن هوای داخل روشن گذاشته بود اما پس از بازگشت باتری ماشین تمام شده و دستگاه تهویه از کار افتاده بود.

رسانه‌های محلی می‌گویند که وی برای روشن کردن خودرو از یک مرد کمک خواست و در این هنگام پیکر کودک را پوشانده و جسد را پنهان کرده بود.

این فرد پس از یک ساعت کودک را به بیمارستان منتقل می‌کند و با پلیس تماس می‌گیرد اما حرفی از مرگ فرزند خود نمی‌زند و ادعا می‌کند که کودک تشنج کرده است. با اینکه در ابتدا تصور می‌شد کودک در بیمارستان مرده اما کالبد شکافی جسد کودک نشان که او چند ساعت پیش از انتقال جان خود را از دست داده است.

بررسی دوربین‌های مدار بسته نشان می‌دهد که این زن از ساعت ۱۰ صبح تا چهار بعدازظهر در آرایشگاه بوده است.

 

[ad_2]

لینک منبع

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کودک ۷ ساله +عکس

[ad_1]

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کودک ۷ ساله +عکس

این قصه پر غصه روایت زندگی آتناهاست. دختر بچه‌های پاک و معصومی که هنوز دلبسته عروسک بازی هستند اما در تلخی ناتمام این زندگی، قربانی هوی و هوس مردانی می شوند که …

به گزارش جذاب به نقل از فارس، داستان آتنای هفت ساله را همه شنیده اند. دختر بچه ای که برای آب خوردن به مغازه ای رفت که صاحبش رسم مهربانی و انسانیت را از یاد برده بود و … هنوز داغ آتنای پارس آبادی سرد نشده که خبر آزار و اذیت جنسی دخترکی هفت ساله در استان البرز سرزبان ها افتاده. دختری به نام کیمیا که از طرف ناپدری مورد تجاوز قرار گرفت تا این روزها روی تخت بیمارستان روزگار بگذراند.

آدرس روی کاغذ را نگاه می کنم. طبقه دوم. بخش کودکان. اتاق 103. در اتاق باز است و مددکاری که کارهای درمانی کیمیا را انجام می دهد کنار تختش نشسته است. عروسکی سفید رنگ گوشه تخت افتاده و دختری که نامش کیمیاست آرام و بیصدا کنار عروسک خوابیده. انگار نه انگار که دختری هفت ساله است و پر از انرژی. همسالانش یک جا بند نمی شوند اما کیمیا نه تنها حرف نمی زند و بازی نمی کند بلکه با عروسک سفید رنگش هم قهر کرده.

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کودک ۷ ساله +عکس

کنارش می نشینم. ملحفه عروسکی اش را روی صورتش می کشد و می گوید با همه قهرم… مدد کارش با دیدن این حرکت به کیمیا می گوید: سعی کن بخوابی عزیزم. ما چند دقیقه بعد برمی گردیم. اتاق خلوت و آرام کیمیا را ترک می کنیم تا برای چند لحظه پای صحبت و درددل مددکار کیمیا بنشینیم و جویای حال دختر 7 ساله ای باشیم. دختری که این روزها لبخندش هم درد می کند.

کیمیا ٧ ساله به همراه مادر و مادربزرگش در کرج زندگی می کرد، پس از سلب حضانت او از پدر واقعی ( به دلیل اعتیاد شدید ، عدم حمایت مالی و عاطفی فرزند و همسر ، آزار و اذیت جسمی و ضرب و شتم کیمیا و مادرش و…) حضانت کودک به مادرش داده شده و پدر و مادر از هم جدا می شوند.

رقیه موسوی مددکار موسسه خیریه مهرآفرین می گوید : پس از گذشت حدود یک سال، مادر کیمیا، برای تأمین مخارج و دیگر حمایت ها با مردی ازدواج کرد که 5 سال از او کوچکتر بود.

موسوی می افزاید : طبق بررسی های صورت گرفته مشخص شد بابک علاوه بر مصرف مواد مخدر( شیشه )، دارای افکار عجیب و توهمات خاص است. مادر کیمیا زمانی متوجه این رفتارها می شود که با بابک ازدواج کرده بود.

وی در این خصوص توضیح می دهد: پس از اینکه مددجو(مادر کیمیا) با همسرش عقد موقت ( صیغه) می کند متوجه رفتارهای عجیبی از سوی بابک می شود. یکی از این رفتارهای عجیب قرص خوابی است که هر شب به مادر کیمیا می داد؛ به این بهانه که خوابی آرامتر داشته باشد.

موسوی می‌افزاید: پدر ناتنی بارها( طبق گفته کیمیا ٧٠ بار ) به وی تجاوز کرده است. مادر از این تجاوزها بی اطلاع بوده و درخواست دارد، به قاضی بگوییم او(مادر کیمیا) بی گناه است.

وی ادامه می دهد: از آنجا که خواب مادر کیمیا سنگین بوده و قرص خواب هم می خورده، بابک از این خواب سنگین و مداوم سوء استفاده میکرده و به آزار دختر هفت ساله می‌پرداخته است.

چند دقیقه بعد به اتاق باز می گردیم. کیمیا هنوز علاقه‌ای به صحبت کردن ندارد اما وقتی مددکار با او صحبت می کند عروسکش را در آغوش می کرد و با زبان کودکانه شروع به تعریف ماجرایی می کند که بارها وبارها تکرار شده است.

دخترک معصوم به راحتی در مورد نحوه‌ی ارتباط ناپدری با خود توضیح می‌دهد و این نشان از تکرار این اتفاق و پذیرش اجباری ( به دلیل ترس از تنبیه فیزیکی به وسیله شلنگ) است.

مادر نیز از زندانی شدن در خانه توسط همسر ، مورد ضرب و شتم قرار دادن به وسیله ی شلنگ ، اجبار به استفاده از قرص‌های محرک و خواب آور خود و دخترش صحبت میکند.

ناپدری متجاوز پس از بازداشت و زندانی شدن اعتراف کرده که شیطان پرست بوده و به دختربچه ها علاقه داشته و به خاطر کیمیا با مادرش ازدواج کرده است.

طبق گفته مددکار کیمیا ، مادر کیمیا که دچار مشکل عصبی شدیدی شده تحت درمان قرار گرفته و کیمیا به بهزیستی سپرده خواهد شد.

وی می افزاید : بی اطلاعی و نداشتن آگاهی از سوی مادر جهت مراقبت از کودک و ندادن آموزش به کودک در مواقع آزار جنسی از علل بروز این اتفاق ناگوار است .

کیمیا را با تمام دردها و تلخی هایی که بر روح و جسمش وارد شده ترک می کنیم. کیمیایی که برای التیام زخم هایش به زمان نیاز دارد. آن هم نه یک سال و دو سال . بلکه چند سال. شاید پس از این زمان طولانی اندکی از دردهایش التیام پیدا کند. شاید…

 

[ad_2]

لینک منبع

جزئیات کامل از قتل آتنا 7ساله توسط مرد شیطان صفت

[ad_1]

جزئیات کامل از قتل آتنا 7ساله توسط مرد شیطان صفت

جزئیات کامل از قتل آتنا 7ساله توسط مرد شیطان صفت

 

در پی اعترافات مرد شیطان صفتی که آتنا دختر 7 ساله پارس آبادی را طی جنایت هولناکی ربوده و به قتل رسانده است، مقامات قضایی اعلام کردند بازپرس سرگرم تنظیم پرونده اتهامی این جنایتکار بیرحم است تا هرچه زودتر قضات دادگاه کیفری محاکمه او را آغاز کنند.

  روزنامه ایران نوشت:این جنایتکار 40 ساله که بیش از دو هفته به طور شبانه روزی در برابر جمع کارآگاهان بازجو لب به اعتراف نمی‌گشود، سرانجام در حدود ساعت 2 بامداد آخرین شب بازجویی یکباره گفت: قتل را قبول می‌کنم. من این دختربچه را به خلوتگاه کشاندم و خفه‌اش کردم.کارآگاهان که آثار خستگی ناشی از بازجویی چندین ساعته بر چهره‌هایشان پیدا بود، با شنیدن این حرف به هیجان آمدند و توضیح بیشتری از او خواستند.

یکی از بازجوها پرسید: ما روزهایی که در جست وجوی آتنا کوچه به کوچه می‌گشتیم تو را هم در میان جمعیت می‌دیدیم… مرد جنایتکار جواب داد: درست تشخیص داده‌اید. من هم همراه با پدر آتنا و سایر افراد خانواده‌اش به هر جا سر می‌زدم تا کسی به من سوءظن پیدا نکند.

چگونه این دختربچه بیگناه را ربوده‌ای و کشته‌ای؟ بعضی از روزها همراه پدرش می‌آمد مقابل مغازه‌ام و کنار بساط پدرش مشغول بازی می‌شد و دیدن طلاهایش وسوسه‌ام می‌کرد. گاهی هم به مغازه‌ام می‌آمد و آب می‌خورد. آن روز هم وقتی آتنا وارد مغازه‌ام شد دهانش را محکم گرفتم تا به خلوتگاه مغازه‌ام بکشانم اما شروع به تقلا کرد و خواست دستم را گاز بگیرد. من هم آنقدر دستم را روی دهانش فشار دادم که از تقلا افتاد و خفه شد، دیدم دیگر نفس نمی‌کشد. جنازه‌اش را توی کیسه‌ای انداختم و بردم توی پارکینگ که خلوت بود. چشمم به یک بشکه پلاستیکی بزرگ افتاد، جسدش را توی بشکه انداختم و رویش را پوشاندم تا هر وقت محل خلوت شد در تاریکی غروب ببرم و در بیرون از شهر بیندازم.

چند روزی فرصتی پیش نیامد تا اینکه پلیس به من هم مظنون شد. چند نفر دیگر هم مثل من با سوءظن پلیس روبه‌رو شده و در بازداشت به سر می‌بردند. هر روز هم من را به بازجویی می‌بردند اما لب به اعتراف باز نمی‌کردم. گزارش پلیس حاکی‌است پس از پیدا شدن جسد آتنا در بشکه پارکینگ، کارآگاهان ضمن بازبینی دوربین‌های مداربسته اطراف پارکینگ و کارگاه رنگرزی این مرد جنایتکار، او را به‌عنوان قاتل مورد شناسایی قرار دادند که سرانجام مجبور شد به قتل آتنا اعتراف کند.

به گزارش پلیس، پدر آتنا مرد دستفروشی است که در مقابل کارگاه رنگرزی مرد جنایتکار بساط پهن می‌کرد و به فروش پوشاک می‌پرداخت و به گفته شاهدان، آتنا هم بعضی از روزها پدرش را همراهی می‌کرد تا کمک رسانش باشد.غروب روزی که آتنا ناپدید شد پدرش در برگشت به‌ منزل متوجه غیبت او شد و سراغش را از ساکنان خانه گرفت و همسرش با تعجب گفت: آتنا مگر با تو نبود؟ زن و شوهر به این ترتیب متوجه غیبت دختر خردسال شدند و همان شب از پلیس برای یافتن آتنا کمک خواستند.جست وجو روزها ادامه یافت اما اثری از آتنا به دست نیامد و سرانجام مأموران به فکر بازبینی دوربین‌های مداربسته افتادند که در مقابل یک بانک و مغازه‌های اطراف محل بساط پدر آتنا نصب شده بود که همان محدوده می‌توانست محل گذر این پدر و دختر باشد. ابتدا تصاویر دوربین مداربسته بانک را بازبینی کردند و سپس نوبت به تماشای تصاویر ضبط شده مغازه‌ها رسید. کارآگاهان پلیس با دیدن این فیلم‌ها به هیجان آمدند. آتنا را دیدند که در تصویر ضبط شده دوربین یکی از مغازه‌ها ظاهر شد.

این دوربین نشان می‌داد که در حال گذر از مقابل این مغازه است، اما با کمال تعجب متوجه شدند در دوربین مداربسته مغازه بعدی اثری از او نیست. کارآگاهان متوجه شدند آتنا در همین مسیر که به مغازه رنگرزی قاتل می‌رسد ناپدید شده و ضمن تحقیق چند کاسب گفتند آتنا گاهی برای نوشیدن آب به همین مغازه رنگرزی می‌رفت، به این ترتیب کارآگاهان به رنگرز 40 ساله ظنین شدند و او را بازداشت کردند اما این مرد طی بازجویی‌های دو هفته‌ای منکر ربودن آتنا شد تا سرانجام به جنایتی که مرتکب شده بود اعتراف کرد.دادستان پارس آباد می‌گوید: کارآگاهان جنایی پس از 60 ساعت تماشای دقیق و بازبینی فیلم‌های چند دوربین مداربسته به یقین رسیدند که دختربچه مقابل مغازه رنگرزی قاتل ناپدید شده و از آن پس اثری از آتنا در دوربین‌های مداربسته بعدی دیده نمی‌شد و مأموران کشف جرم یقین پیدا کرده بودند که در همین نقطه یعنی مغازه رنگرزی ناپدید شده و احتمالاً وارد همین مغازه شده است.

در ادامه تحقیقات سرنخ مهمی پیدا کردیم و متوجه شدیم مرد رنگرز در ساختمانی که زندگی می‌کند پارکینگ ندارد و خودرواش را جای دیگری پارک می‌کند. در یک کوچه فرعی در نزدیکی محل زندگی او ساختمانی بود که در طبقه اول آن مغازه‌ای وجود داشت و تبدیل به پارکینگ شده بود. صاحب ساختمان این پارکینگ را در اختیار مرد رنگرز قرار داده بود تا خودرواش را آنجا پارک کند. با این اطلاعات دستور بازرسی پارکینگ صادر شد و به همراه مأموران پلیس، بازپرس پرونده و پزشکی قانونی راهی آنجا شدیم.

عصر دوشنبه 19 تیرماه درحالی که 20 روز از گم شدن آتنا می‌گذشت مأموران وارد پارکینگ شدند و در داخل پارکینگ یک بشکه پلاستیکی دیدند که در گوشه‌ای قرار داشت. وقتی در بشکه باز شد، دیدند پر از خاک است. زیر خاک به یک کیسه پلاستیکی رسیدند که داخل کیسه یک گونی بود، در آن را که باز کردند یک ساک پارچه‌ای دیدند. پس از باز شدن زیپ ساک ،جسد دختربچه گمشده در داخل آن پیدا شد. بررسی‌ها نشان می‌داد که مدت‌ها از مرگ او می‌گذرد و به یقین در همان زمانی که ناپدید شده بود، به قتل رسیده است.به گفته دادستان، مرد رنگرز که معتاد است به دروغ گفت چند روز پیش قاچاقچیان بشکه پلاستیکی را به داخل پارکینگ آوردند و به او گفتند که داخل آن بسته‌های تریاک است ولی نمی‌دانسته داخل بشکه جسد دختربچه گمشده است.اما این مرد جنایتکار که سعی داشت خودش را بیگناه جلوه دهد، سرانجام نیمه‌های شب اعتراف کرد.

دادستان پارس آباد گفت: پس از اعترافات این مرد جنایتکار، مأموران طلاهای دختربچه را در مغازه او پیدا کردند تا اینکه این جانی بیرحم پس از حدود 2 هفته با پیدا شدن جسد آتنا در پارکینگ راز جنایت خود را فاش کرد. چرا طلاهایش را دزدیدم رنگرز جنایتکار در آخرین مرحله بازجویی درباره سرقت النگوهای آتنای 7 ساله گفته است: من بدهی داشتم و نمی‌دانستم چک‌هایی را که به طلبکاران داده بودم چگونه پرداخت کنم وقتی چشمم به النگوهای دختربچه افتاد تصمیم به سرقت آنها گرفتم. این النگوها را در مغازه‌ام جاسازی کردم تا سر فرصت بفروشم تا چکم وصول شود.به گفته مأموران تحقیق این مرد 40 ساله که همسر و 3 فرزند دارد دارای سابقه کیفری است و اعتیاد به مواد مخدر دارد.

این مرد جنایتکار به نام اسماعیل 15 سال پیش از همسر اولش جدا شده و سپس با زن دیگری ازدواج کرده است. قاتل در همه جست و جوها همراه خانواده آتنا بود دوست پدر آتنا، مردی که از لحظه ناپدید شدن آتنا با پدرش همراه و شماره تلفنش در فضای مجازی منتشر شده بود تا اگر کسی از دخترک خبری دارد به آنها اطلاع دهد، در گفت‌و‌گو با خبرنگار «ایران» گفت: «قاتل را می‌شناسم، مرد موزی با چشم‌های زردرنگ که نگاهش ترس خاصی دارد. هر روز پدر آتنا وانتش را در مقابل مغازه این مرد جنایتکار پارک می‌کرد تا لباس‌هایی را که داخل وانت بود بفروشد. معمولاً آتنا هم با پدرش همراه بود و در همان اطراف بازی می‌کرد.

از خانه پدر آتنا تا محلی که دخترک ناپدید شد چند دقیقه بیشتر راه نیست.» او ادامه داد: «مرد رنگرز، یکی از افرادی بود که در تمام مراحل تحقیق و جست وجو برای یافتن آتنا با ما بود و هر آنچه ما در مورد آتنا می‌دانستیم او هم باخبر می‌شد ولی چه می‌دانستیم که او عامل قتل همین دخترک است و با ما همراه شده تا متوجه شود که مسیر تحقیقات پلیس به کجا می‌رسد. از آنجایی که او آگاهی کامل به منطقه داشت و می‌دانست کدام دوربین‌ها فعال هستند، طوری بچه را به مغازه‌اش برده بود که دوربین‌ها تصویرش را ضبط نکنند.

به همین دلیل زمانی هم که پلیس به بررسی دوربین‌های مداربسته پرداخته بود هیچ ردی از این قاتل به دست نیاورد. حتی او می‌دانست که پلیس قرار است برای یافتن دخترک سگ جست وجوگر بیاورد و برای همین هم یکسری کارهایی را انجام داده بود تا سگ‌ها متوجه نشوند که او دخترک را به داخل مغازه‌اش برده و کشته است. اما اینکه چطوری به او ظنین شدند را نمی‌دانم ولی خوب می‌دانم که مرد رنگرز اطلاعات زیادی از فعالیت پلیس داشت. دوربین‌ها آخرین بار حدود ساعت 4 بعد از ظهر تصویر آتنا را گرفته بودند و بعد از آن دخترک به طرز مرموزی ناپدید شده بود.» این شاهد جوان گفت: «فقط خدا می‌داند که در این مدت چه به خانواده آتنا گذشت.

مادر آتنا نمی‌تواند حرف بزند و هنوز شوکه است و تحت مراقبت‌های ویژه قرار دارد. آنها به غیر از آتنا یک دختر 3 ساله دیگر هم دارند و نمی‌توانم بگویم که این پدر و مادر وقتی خبر کشف جسد و دستگیری قاتل را شنیده‌اند چه بر آنها گذشته است.»به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، جسد آتنا که در حدود سه هفته درون بشکه قرار داشت به اداره پزشکی قانونی انتقال یافته تا مورد آزمایش متخصصان قرار گیرد و قرار است دادستان مرکز استان نیز بر روند آزمایشات تخصصی پزشکان قانونی نظارت داشته باشد. گزارش‌ها نشان می‌دهد قاتل این دختر بچه، چند سابقه کیفری از جمله کودک ربایی و تجاوز به عنف نیز داشته است.

تأیید آزار و اذیت دختر 7 ساله قاضی ناصر عتباتی، دادستان عمومی و انقلاب اردبیل گفت: نتیجه تحقیقات پزشکی قانونی نشان می دهد «آتنا اصلانی» دختر هفت ساله پارس آبادی پیش از قتل هدف آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است. با این نتیجه پرونده وارد فاز جدیدی شده تا ابهامات آن برطرف شود.وی افزود: این پرونده به صورت فوق العاده وخارج از نوبت بررسی و رسیدگی می شود. خشم و غم مردمی از مرگ دلخراش آتنا حدود 30 روز پیش بود که عکس این دختر در شبکه‌های مجازی توسط کاربران دست به دست شد تا شاید فرجی حاصل شود و آتنا اصلانی به آغوش گرم خانواده‌اش برگردد. کار به جایی رسید که برخی از بازیگران و هنرمندان سینما و تلویزیون نیز برای پیدا کردن آتنا اصلانی در صفحات شخصی‌شان از مردم برای پیدا کردن دختربچه اردبیلی کمک خواسته بودند.اما با انتشار خبر قتل آتنا، شهر پارس‌آباد اردبیل در ماتم فرو رفت و مردم از خشم به خیابان‌ها ریختند و منزل قاتل را سنگباران کردند و سعی کردند مغازه‌اش را به آتش بکشند.

در همین خصوص دادستان شهر پارس‌آباد با حضور میان مردم، آنها را به آرامش دعوت کرده است درحالی که مردم خشمگین خواستار اشد مجازات برای اسماعیل رنگرز قاتل آتنا اصلانی هستند. حیله گری‌های قاتل همانگونه در این گزارش عنوان شد اسماعیل قاتل حیله گری که آتنا را ربوده و به قتل رسانده بود پس از پنهان کردن جسد این دختر در پارکینگ انفرادی‌اش، به‌عنوان یک آشنای دلسوز، با والدین آنها اظهار همدردی می‌کرد و آنها را در جست وجوها برای یافتن این دختربچه همراهی می‌کرد.اسماعیل رنگرز ضمناً سعی داشت ظن پدر و مادر آتنا را متوجه دیگران کند و بقبولاند دخترشان توسط یک مرد غریبه که ساکن شهر دیگری ست ربوده شده است. این قاتل حیله گر حتی وقتی مردی از ساکنان همان محله خودش را حلق آویز کرد سعی کرد به والدین آتنا تلقین کند که همین مرد دخترشان را سربه نیست کرده است.

به گفته یکی از شاهدان ،این مرد جنایتکار بسیار خوب نقش خود را بازی کرد تا راز جنایتش فاش نشود و بعد چنین وانمود کرد که مرد ناشناسی به خاطر سرقت 6 النگو، انگشتر و گوشواره همراه آتنا این دختر را ربوده است. وداع با کودک 7 ساله ظهر دیروز پیکر آتنا اصلانی بر دوش خیل عظیمی از مردم در آق مزار این شهر به خاک سپرده شد.در این مراسم فرماندار، دادستان، فرماندهان نیروی انتظامی، هنگ مرزی و سپاه، شوراهای اسلامی شهر و شهردار، جمعی از رؤسای ادارات و… حضور داشتند. به گفته شاهدان ازدحام جمعیت در مراسم به حدی بود که انتقال پیکر این دختربچه 7 ساله به گورستان با سختی انجام شد.در ادامه پدر و مادر آتنا اصلانی از مردم شهرشان به خاطر همدردی و همراهی‌شان قدردانی کردند.

 

 

[ad_2]

لینک منبع

دام مرد هزارچهره در تلگرام برای زنان

[ad_1]

 دام مرد هزارچهره در تلگرام برای زنان

 

 

دام مرد هزارچهره در تلگرام برای زنان

 

حامد 37 ساله است. او سه بار به اتهام سرقت، کلاهبرداری و صدور چک بی‌محل بازداشت شده و به زندان افتاده است. چندی پیش که از زندان آزاد شد، شیوه جرایمش را تغییر داد. این بار با حضور در شبکه اجتماعی لاین و تلگرام با زنان طرح دوستی می‌ریخت و بعد از آن که اعتماد این افراد را به خودش جلب می‌کرد، مدعی می‌شد از مشاوران شهرداری‌های تهران است، درمراجع قضایی نفوذ دارد و می‌تواند مشکلات افراد را حل کند. او حتی وانمود می‌کرد سهمیه خودروهای مدل بالا دارد و اگر بخواهند با قیمت پایین این خودروها را می‌فروشد.

با این ترفندها، زنان را فریب می‌داد و از آنها کلاهبرداری می‌کرد. برنامه رادیویی یک پرونده ـ یک روایت رادیو جوان در برنامه سه‌شنبه خود به گفت‌وگو با این متهم که معروف به مرد هزارچهره است، پرداخته که در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

در دوران کودکی دوست‌داشتی چه شغلی داشته باشی‌؟

خیلی شغل‌ها را دوست داشتم، اما دوران کودکی‌ام بد گذشت. مادر و پدرم با هم دعوا می‌کردند. آنها با هم درگیری داشتند. فضای خانه پر از بی‌مهری بود‌. تنش و ناراحتی درخانه ما موج می‌زد. زندگی‌ام پر از فراز و نشیب بود. شرایط کودکی‌ام آنقدر تلخ بود که از به یاد آوردن آن ناراحتم.

این همه تنش و ناراحتی برای چه بود‌؟

پدرم با زنی آشنا شده و سر مادرم هوو آورده بود‌. همین باعث درگیری میان او و مادرم شد. مادرم زن مهربانی بود و همه سختی‌ها و مشکلات زندگی را فقط به خاطر حضور من و خواهرم تحمل می‌کرد. پدرم به زندگی و آینده من، خواهرم و مادرم توجهی نمی‌کرد. او فکر و ذکرش همسر دومش شده بود و علاقه‌ای به زندگی ما نداشت.

خودت ازدواج کردی‌؟

مشکلات زندگی‌ام باعث شد تا الان که 37 ساله‌ام ازدواج نکنم،‌ اما خواهرم که کمی از من بزرگ‌تر است، ازدواج کرده. او به دلیل فشارهای موجود در زندگی ما ازدواج کرد و رفت تا از این وضعیت خلاص شود. یک سال بعد از این که من به دنیا آمدم، پدرم ازدواج دوم کرد. ای‌کاش من به دنیا نمی‌آمدم. شاید قدم من بود که باعث شد این همه مشکلات و بدبختی به زندگی‌مان سرازیر شود.

دانشگاه رفتی‌؟

نه. شرایط زندگی ما طوری نبود که بتوانم به ادامه تحصیل فکر کنم. فقط تا کلاس سوم راهنمایی درس خواندم. پدرم وقتی متوجه شد من دوست ندارم درس بخوانم، قبول کرد ترک تحصیل کنم.

کار می‌کردی؟

بله، او مرا به شرکتی برد که آنجا کار می‌کرد. مدتی آبدارچی آنجا بودم، اما به دلیل این که با پدرم اختلاف داشتم، نشد آنجا بمانم. بنابراین از آن شرکت بیرون آمدم. بعد از آن که بیرون آمدم، در دو جای دیگر کار کردم. آنجا نیز مدتی بودم و بعد بیکار شدم.

دنبال کار جدید رفتی؟

نه، بی‌انگیزه شده بودم. سرگردان خیابان‌ها بودم و شب‌ها پیش مادرم می‌رفتم. هدف و انگیزه درستی در زندگی‌ام نداشتم. دنبال این بودم که کاری پیدا کنم و بتوانم با آن قدرت پیدا کنم تا شاید با آن خلأهای عاطفی‌ام را پر کنم.

اعتیاد داری؟

بله.

از چه زمانی سیگار کشیدن را شروع کردی؟

از کلاس پنجم ابتدایی و تا الان که 37 ساله‌ام همچنان سیگار می‌کشم.

چند سال است اعتیاد داری؟

چهار سال است که معتادم. شیشه و دارو مصرف می‌کنم.

نوجوانی‌ات چطور گذشت؟

خیلی بد. مدام شاهد بدرفتاری پدر با مادرم بودم و اشک‌های بی‌امان مادرم را دیدم. کتک‌های پدرم به یادم می‌افتد و هزاران بدبختی دیگر.

برویم سراغ جرایمت، چه عناوینی را جعل کرده‌ای؟

عنوان معاون و مشاور شهرداری مناطق 2،3 و 4 تهران، عناوین انتظامی و عنوان مدیر دفتر دو مرجع قضایی.

چطور این عنوان‌ها را انتخاب می‌کردی؟

اطلاعات مربوط به نام افرادی را که می‌خواستم عنوان آنها را جعل کنم و با همان عنوان زنان را فریب دهم، در اینترنت سرچ می‌کردم. بعد طبق همان اطلاعات برخورد می‌کردم تا سوژه‌هایم به من شک نکنند و اعتمادشان به من بیشتر شود.

سابقه کیفری داری؟

سه مورد. سال 77 مشارکت در سرقت در شهر تهران،سال 80 صدور چک بلامحل و سال 90، کلاهبرداری .

اگر افکارم را در راه صحیح پیش می‌بردم، شرایط و موقعیت کاری و زندگی‌ام بهتر می‌شد نه این که به راه خلاف بیفتم و گرفتار زندان شوم، به آخر خط برسم و هر آنچه را در زندگی داشتم و نداشتم، از دست بدهم.

چطور سوژه‌هایت را شناسایی می‌کردی؟

اول بلد نبودم چطور از زنان کلاهبرداری کنم. دوستم به نام محمد که فروشنده تلفن همراه بود و چند بار گوشی از او خریده بودم، به من پیشنهاد داد که از خانم‌ها کلاهبرداری کنم.

چطور کلاهبرداری می‌کردی؟

دوستم در لاین و گروه‌های تلگرامی با جا زدن خود به عنوان یک خانم با زنان دوست می‌شد. حتی برای این که اعتمادشان به وی جلب شود، او در گروه‌هایی که عضو می‌شد از عکس خانم استفاده می‌کرد. اول نمی‌خواستم با او همراه شوم، اما آنقدر با من حرف زد که وسوسه‌ام کرد. می‌گفت خانم‌ها می‌ترسند و شکایت نمی‌کنند. بهتر است آنها را به دام بیندازیم و ازآنها کلاهبرداری کنیم و از این راه پول خوبی نصیبمان می‌شود.

بعد چه شد؟

او در لاین و گروه‌های تلگرامی با زنان حرف می‌زد، اعتمادشان را جلب می‌کرد و بعد از ماجرای زندگی شان مطلع می‌شد. زمانی که می‌فهمید آنها همسری ندارند و تنها هستند یا از همسرانشان جدا شده‌اند، مرا عضو آن گروه‌ها می‌کرد تا با آنها دوست شوم.

چند خط تلگرام داشتی؟

چهار خط تلگرام برای دوستی با خانم‌ها داشتم. دو خط تلفن را دوستم محمد داد و دو خط هم متعلق به خودم بود.

چطور خانم‌ها به تو اعتماد می‌کردند؟

چرب‌زبانی می‌کردم. خودم را معاون و مشاور شهرداری‌های مناطق 2،3 و 4 تهران، صاحب عناوین انتظامی، اطلاعات و مدیر دفتر دو مرجع قضایی از‌جمله رئیس دفتر دادستان قرچک و معاون دادستان استان گلستان معرفی می‌کردم. آنها بعد از این که بررسی می‌کردند و مطمئن می‌شدند، نام و سمتی که معرفی کرده‌ام، صحت دارد، ارتباطشان را با من ادامه می‌دادند.

در همه کلاهبرداری‌ها محمد با تو بود؟

زیاد نه. او بیشتر شیوه کلاهبرداری را به من آموزش داد. یک روز گوشی‌ام را در یک ساندویچی سرقت کردند که گمان کردم محمد باعث این سرقت شده تا شماره خانم‌هایی را که سرکیسه‌شان می‌کردم، از من سرقت کند. همین باعث شد با هم دعوایمان شود و هر کدام راه خود را پیش بگیریم.

شاکیان را با چه وعده‌ای فریب دادی؟

با وعده این که می‌خواهم برای ملک آنها مشتری پیداکنم. خودروی مدل بالای سهمیه‌ای با قیمت پایین به آنها بفروشم و یک مورد را هم علاوه براین کلاهبرداری‌ها به بهانه ازدواج فریب دادم.

بـرای کلاهبـرداری و دیـدن سوژه‌هایت سفر می‌کردی؟

بله. برخی سوژه‌هایم در تهران و برخی در شهرهای دیگر بودند. یکی از آنها اطراف اصفهان بود. یکی زن جوانی بود که می‌خواست برای برادرزاده‌اش خودرو بخرد. زمانی که با او طرح دوستی در تلگرام ریختم، وانمود کردم مشاور یکی از شهرداری‌های تهرانم و برای ماموریت عازم اصفهان هستم. گفتم همان جا خودرویی را که به عنوان سهمیه قرار است به من بفروشند، 3 میلیون تومان زیر قیمت به او می‌فروشم. او فریبم را خورد و زمانی که به آنجا رفتم، پول را گرفتم و ناپدید شدم.

چطور با این مالباخته آشنا شدی؟

در تلگرام. پیش از این که با این خانم ملاقات کنم، روزی چهار تا شش ساعت با او در تلگرام حرف می‌زدم.

تماس تلفنی هم داشتید؟

بعد از یک روز حرف زدن با این خانم 38 ساله، اعتمادش به من جلب شد و باورش شده بود، گفته‌هایم درست است. بعد در لاین شماره تلفن خود را به من داد. سه چهار روز تلفنی حرف زدیم. یکی دو روز بعد به ملاقات او رفتم و همان جا از وی کلاهبرداری کردم. پول را گرفتم تا خودروی ارزان به او بدهم که خودرویی تحویلش ندادم و فرار کردم.

چقدر از شاکی کلاهبرداری کردی؟

طی دو مرحله و هرمرحله 4 میلیون و 500 هزارتومان از او کلاهبرداری کردم.

نفر بعدی را چطور به دام انداختی؟

آن خانم را به طور اتفاقی در خیابان‌های ورامین هنگام رانندگی شناسایی کردم. آن روز من و دوستم محمد سوار خودرویی بودیم. این زن هم راننده خودروی کناری ما بود. او با سرعت بالایی حرکت می‌کرد. همین باعث شد که از او سبقت بگیریم و در رانندگی کل بیندازیم. زمانی که پس از طی مسافت طولانی هردو خودرو متوقف شد، این زن شماره‌اش را به من داد و ارتباطمان شکل گرفت. با او در تلگرام حرف می‌زدم. بعد از آشنایی گفت، یک ملک دارد که می‌خواهد برایش بفروشم و او را به بهانه ازدواج فریب دادم. 37 میلیون تومان از او کلاهبرداری کردم.

سوژه بعدی؟

خانمی بود که می‌خواست خودروی ال 90 خودش را بفروشد و با پول آن خودروی مدل بالا‌تر بخرد. با او نیزدر تلگرام و لاین آشنا شدم. به بهانه فروش خودروی سهمیه‌ای با قیمت پایین او را به دام انداختم. زمانی که اعتمادش را جلب کردم و به زندگی خصوصی‌اش راه یافتم، متوجه شدم که او تنها زندگی می‌کند و خانه اجاره‌ای در تهران دارد.

به خانه‌اش رفت و آمد داشتی؟

بله. علاوه براین، اعتماد این زن را به خودم جلب و از او کلاهبرداری کردم. به عناوین مختلف از جمله فروش خودرو، همسایه‌های این زن در همان مجتمع مسکونی و حتی مغازه داران محل زندگی او را هم فریب دادم و از هر کدام مبالغی کلاهبرداری کردم.

به عواقب کارت فکر می‌کردی؟

اگر به عواقب کلاهبرداری‌هایم و این که یک روز بازداشت و مجازات شوم، فکر می‌کردم، کلاهبرداری نمی‌کردم.

چطور خانم‌ها به این راحتی اعتماد می‌کردند؟

خیلی چرب‌زبانی می‌کردم و با حرف زدن آنها را قانع می‌کردم. با پوشیدن کت و شلوار شیک به دیدن آنها می‌رفتم. همیشه با خودروهای گران قیمت اجاره‌ای سر قرارهایم می‌رفتم. اگر به عنوان پلیس خودم را معرفی می‌کردم، تجهیزات پلیسی مثل دستبند و چراغ گردان و باتون همراهم بود که اعتمادشان به من جلب شود.

تا به حال شده بود از تو کارت شناسایی بخواهند؟

طوری نقشم را بازی می‌کردم که کسی شک نمی‌کرد و از من کارت شناسایی نمی‌خواستند. همین باعث می‌شد به کلاهبرداری‌هایم ادامه دهم.

از لباس نظامی هم استفاده کرده بودی؟

از عنوان پلیسی بله، اما از لباس پلیس نه. فقط با پوشیدن لباس پلیس چند تا عکس در گوشی‌ام داشتم تا سوژه‌هایم مطمئن شوند پلیس هستم. بی‌سیم و سلاح هم همراهم بود که بیشتر به من اعتماد کنند.

فضای مجازی چقدر به تو در کلاهبرداری‌هایت کمک کرد؟

شاید 90 تا 99 درصد، حضورم در فضای مجازی باعث شده بود که افراد بیشتری را به دام بیندازم و براحتی از آنها کلاهبرداری کنم.

عنوان وکیل هم برای کلاهبرداری‌ات جعل کردی؟

نه. جعل عنوان قضایی داشتم؛ از جمله مدیر دفتر دادستان قرچک و معاون دادستان استان گلستان.

فکر می‌کردی بازداشت شوی؟

در کلاهبرداری‌های آخرم، خسته شده بودم. می‌خواستم از این وضع خلاص شوم. می‌دانستم دیر یا زود بازداشت می‌شوم اما طمع پول باعث شده بود که کلاهبرداری‌هایم را ادامه دهم.

هنگام فرار از دست پلیس به چند خودرو آسیب زدی؟

تعدادشان یادم نمی‌آید. بعد از کلاهبرداری از خانم اصفهانی که آخرین سوژه‌ام بود، به تهران فرارکردم. در یکی از خیابان‌های تهران در خودرویم در حال مصرف شیشه بودم که متوجه شدم ماموران در تعقیبم هستند. برای فرار از دست آنها با خودروهایی که اطرافم بودند،‌ برخورد کردم تا راهی برای فرار پیدا کنم. در جریان این تعقیب و گریز زمانی که خودرویم متوقف شد، فهمیدم هنگام فرار باعث مصدومیت دو مامور شده‌ام. علاوه برآن 27 خودرو را در هم کوبیده و به مالکان این خودروها آسیب زده بودم. حالا پول‌های کلاهبرداری شده از خانم‌ها و خسارت مالکان این خودروها را باید بپردازم.

هیچ وقت پشیمان نشدی؟

برخی مواقع از کاری که می‌کردم و کلاهی که سرخانم‌ها گذاشته بودم، ناراحت می‌شدم،اما کلاهبرداری عادتم شده بود .الان می‌فهمم یک روز آزادی چقدر با ارزش است. می‌ارزد به این که این همه مشکلات، بازداشت و زندانی شدن را نداشته باشم.

هشدار‌های مهم پلیس

سرگرد بابک نمک شناس،رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ درباره این پرونده گفت: این متهم به‌دلیل جعل عناوین انتظامی، دولتی و فریب زنان در فضای مجازی و کلاهبرداری از آنها، به مرد هزار چهره معروف شده بود. همان‌طور که فضای مجازی آثار مثبتی دارد، می‌تواند آثار مخربی هم داشته باشد. از خانواده‌ها می‌خواهیم نظارت بیشتری بر فرزندان خود داشته باشند تا در فضای مجازی مورد سوء‌استفاده قرار نگیرند.

وی افزود: ازخانم‌ها می‌خواهیم هنگام حضوردر فضای مجازی دقت لازم را داشته باشند و براحتی فریب نخورند و به افرادی که در فضای مجازی با آنها آشنا می‌شوند، براحتی اعتماد نکنند و اطلاعات شخصی و خانوادگی خود را دراختیارآنها قرارندهند. همچنین مشکلات خود را با افراد غریبه در میان نگذارند تا مورد سوء‌استفاده قرار نگیرند. اگر با افرادی آشنا می‌شوند که با عناوین مختلف خودرا به آنها معرفی می‌کنند، ازاین افراد کارت شناسایی خواسته و ضمن استعلام مطمئن شوند که آنها هویت واقعی دارند. در غیر این صورت موضوع را به پلیس اطلاع دهند.

 جام جم 

 

[ad_2]

لینک منبع

سرنخ جدید در ماجرای قتل نگهبان خیریه/ عکس

[ad_1]

 

سرنخ جدید در ماجرای قتل نگهبان خیریه/ عکس

 

پیش از ظهر 22دی سال گذشته زنی میانسال در حال توزیع غذای نذری در محله کیانشهر بود که مقابل یک خیریه رسید. هرچه در زد نگهبان در را باز نکرد. قصد ترک آنجا را داشت که متوجه صدای ناله و کمک‌خواهی از داخل اتاقک نگهبان شد.

خود را به مدرسه‌ای که در کنار موسسه خیریه بود رساند و از سرایدار آنجا درخواست کمک کرد. بعد دو نفری وارد ساختمان خیریه شدند. چند بار نگهبان میانسال را صدا زدند که پاسخی نشنیدند اما همچنان صدای ناله می‌شنیدند.

کشف پیکر غرق در خون مرد نگهبان در خیریه

به سمت اتاقک نگهبانی داخل ساختمان رفتند که با پیکر غرق در خون او روبه‌رو شدند. ابتدا به اورژانس و بعد به پلیس زنگ زدند. دقایقی از این تماس نگذشته بود که امدادگران اورژانس و ماموران کلانتری از راه رسیدند. در ادامه مرد زخمی به بیمارستان منتقل شد و ماموران ماجرا را به مدیر خیریه خبر دادند.

تحقیقات نشان داد، مرد میانسال از سال‌ها قبل به عنوان نگهبان در این مرکز مشغول به کار بود.

 سرنخ جدید در ماجرای قتل نگهبان خیریه/ عکس

مرگ در بیمارستان

تحقیقات برای شناسایی و بازداشت ضارب ادامه داشت تا این‌که به ماموران خبر رسید مرد زخمی باوجود تلاش پزشکان در بیمارستان فوت کرده است.

در این مرحله با گزارش مرگ او به بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی تهران‌ جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و با هماهنگی قضایی تحقیقات در دستور کار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

زن آشنا به عنوان یک مظنون

در این مرحله ماموران به تحقیق از همکاران مقتول پرداختند که معلوم شد او درگیری و خصومتی با کسی نداشته است، اما فقط با یکی از خانم‌هایی که کارمند واحد ستادی بهزیستی بوده و در این خیریه همکاری داشته، چند بار مشاجره کرده است. بررسی‌ها نشان می‌داد این زن به دلیل متلک‌پرانی و مزاحمت‌های مقتول به او تذکر داده و موضوع مزاحمت‌های او را به مدیر خیریه و حراست بهزیستی خبر داده بود.

ماموران به تحقیقات ادامه دادند حتی این زن مورد تحقیق قرار گرفت که مدعی شد روز حادثه همراه زنی که همکارش بوده برای انجام کارهای اداری به بهزیستی در اطراف تهران رفته بودند. زمانی که از شاهد او تحقیق شد همکارش گفت که روز حادثه را باهم بوده‌اند و در تماس یکی از همکارانشان متوجه قتل مرد نگهبان خیریه شده‌اند.

بازداشت 2 متهم

ماموران همچنان به این زن مظنون بودند، به همین خاطر با هماهنگی قضایی رفت و آمد او را زیر نظر گرفتند تا این‌که اطلاعات و سرنخ‌هایی به دست آوردند که نشان می‌داد، این زن با یک مرد جوان تلفنی و پیامکی در ارتباط بوده است. در ادامه تحقیقات مشخص شد این زن در ارتباط با مرگ مرد نگهبان خیریه حرف‌هایی به آن مرد زده است.

در این مرحله با هماهنگی قضایی زن و مرد جوان، دیروز با دستور قضایی به‌عنوان تنها مظنونان در این جنایت بازداشت شدند.

شیما زن میانسال و بهروز مردی که با او در ارتباط بود، دیروز برای ادامه تحقیقات به دادسرای جنایی تهران منتقل شدند.

انکار جنایت

شیما به قاضی پرونده گفت: من در ستاد بهزیستی کار می‌کنم و با مرکز خیریه که مقتول در آنجا کار می‌کرد نیز همکاری داشتم و او را در آنجا می‌دیدم. این خیریه بنابر دلایلی مدتی فعالیتش متوقف شده بود، اما مدیر خیریه خودش دوباره فعالیت آنجا را از سر گرفت. مدرک کارشناسی ارشد روان‌شناسی مثبت‌گرا دارم. سال 86 با توجه به مخالفت خانواده‌ام با پزشکی که از همسرش جدا شده و فرزندی داشت، ازدواج کردم. خانواده‌ام مدام از من می‌خواستند از او جدا شوم، اما من به خاطر علاقه‌ام به آن مرد ماندم و به زندگی‌ام ادامه دادم.

وی افزود: حتی مرا تهدید کردند اگر صاحب فرزند شوم، مرا برای همیشه ترک خواهند کرد. مانده بودم چه کار کنم. از این وضع خسته شده بودم. شرایط زمانی بدتر شد که پسر همسرم نیز با من بدرفتاری می‌کرد و به این اختلاف و درگیری‌ها دامن می‌زد. دیگر حاضر به ادامه زندگی نبودم و درصدد جدایی بودم. در این کش‌و‌قوس بود که با برادر یکی ازدوستان سابقم در تهران روبه‌رو شدم. من سال‌ها پیش با خواهر او در یک مدرسه به عنوان معلم کار می‌کردیم. همین باعث شد با او ارتباط برقرار کنم. در جریان این ملاقات‌ها درباره زندگی‌مان حرف زدیم. او می‌گفت در حال جدایی از همسرش است. من هم درباره تصمیم خود برای جدایی از شوهرم و مشکلاتم گفتم.

بهروز دیگر متهم پرونده نیز به قاضی گفت: من فوق‌لیسانس مهندسی دارم. شیما دوست خواهرم بود. من و او هردو در زندگی‌هایمان با شکست رو‌به‌رو شده و درصدد جدایی از همسرانمان بودیم. با هم تلفنی حرف می‌زدیم و هرازگاهی که روزهای بیکاری‌ام بود، سراغش می‌رفتم و اگر کاری داشت، انجام می‌دادم.

وی افزود: قرار بود بعد از جدایی از همسرانمان با هم ازدواج کنیم. او از ماجرای مزاحمت و متلک‌های مقتول به من گفته بود. روزی که مرد نگهبان خیریه به قتل رسید، من شیما و زنی را که همکارش بود، به یکی از اداره‌‌های بهزیستی برده بودم.

با قرار قانونی برای این دو متهم،آن دو برای ادامه تحقیقات و رازگشایی از این جنایت، به اداره دهم پلیس آگاهی تهران منتقل شدند.

جام جم

 

[ad_2]

لینک منبع

بازداشت مردی که فرزندش را از پنجره آویزان کرده بود

[ad_1]

بازداشت مردی که فرزندش را از پنجره آویزان کرده بود

 

یک مرد الجزایری که برای جلب توجه در شبکه اجتماعی فیس‌بوک فرزند خردسالش را از پنجره یک ساختمان بلند آویزان کرده بود به دو سال حبس محکوم شده است.

 به گزارش جذاب به نقل از ایسنا، به گزارش شبکه العربیه، این مرد فرزندش را از پنجره طبقه پانزدهم آویزان کرده بود.

این پدر که فرزندش را با یک دست در بیرون از پنجره گرفته بود با انتشار عکسی نوشته بود: یا ۱۰۰۰ لایک بزنید یا او را رها می‌کنم.

در پی انتشار این عکس گروهی از کاربران فیس‌بوک خواهان بازداشت این فرد به جرم کودک‌آزاری شده بودند.

به گزارش بی‌بی‌سی، پلیس الجزیره بدون اعلام نام این فرد اعلام کرد که او را یکشنبه در الجزیره، پایتخت الجزایر بازداشت کرده بود.

بازداشت مردی که فرزندش را از پنجره آویزان کرده بود

 

[ad_2]

لینک منبع

مرگ دونفر در سقوط به کانال آب در قزوین + عکس

[ad_1]

مرگ دونفر در سقوط به کانال آب در قزوین + عکس

رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی استان قزوین گفت: بازی پسربچه خردسال در کانال آب کشاورزی استان مرگ دو نفر بر اثر غرق‌شدن در کانال آب را رقم زد.

 به گزارش مهر، پیمان نامدار ضمن بیان این مطلب افزود: در آخرین روزهای بهار پسر بچه قزوینی حین بازی در کنار کانال کشاورزی در حوالی شهر نجف آباد از توابع شهرستان قزوین در کانال آب سقوط کرد.

وی ادامه داد: با تلاش یکی از افراد عبوری و ناظران که مرد جوانی بود، این کودک از آب خارج شد اما شخص ناجی نتوانست خود را از آب بیرون بکشد و جریان قوی آب خود و پدر کودک غرق شده را که برای کمک وارد آب شده بود را با خود برد و در یک فشار شکن هردو نفر را گرفتار کرد.

نامدار تصریح کرد: بلافاصله سه تیم از تکنسین‌های اورژانس و تیم‌های نجات آتش نشانی و هلال احمر در محل حادثه حاضر شده و کودک نجات یافته با انجام اقدامات درمانی به بیمارستان شهید رجایی منتقل شد و نجات یافت اما عملیات احیا برای دو نفر غرق شده دیگر که توسط آتش نشانی از غرقاب خارج شده بودند نتیجه بخش نبود.

وی خاطرنشان کرد: تکنسین‌های اورژانس به مدت ۴۵ دقیقه دو فرد غرق شده را احیا کردند ولی متاسفانه به دلیل زمان صرف شده تا بیرون کشیدن دو تن و با اینکه تا خود مرکز آموزشی درمانی شهید رجایی احیا انجام شد ولی این تلاش ها نتیجه نداد و فوت شدن هردو فرد یاد شده مورد تایید پزشکان مرکز قرار گرفت.

رئیس مرکز فوریت های پزشکی استان یادآور شد: در این فصل به دلیل افزایش گرما و جریان وسوسه انگیز آب موجب شنای غیرمجاز و خطرناک در کانال مادر می شود که همه ساله شاهد کشته شدن افرادی هستیم که به توصه های ایمنی هم توجه نمی کنند و جان خود را برای این تفریح از دست می دهند که در هفته گذشته نیز شاهد فوت فردی دیگر در کانال آب عبوری از خیابان نوروزیان قزوین بودیم.

مرگ دونفر در سقوط به کانال آب در قزوین + عکس

مرگ در کانال آب

مرگ دونفر در سقوط به کانال آب در قزوین + عکس

مرگ دونفر در سقوط به کانال آب در قزوین + عکس

 

[ad_2]

لینک منبع

تصاویری از حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

[ad_1]

 

تصاویری از حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

 

روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه ای از حمله موشکی نیروی هوافضای سپاه به مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی تروریست های تکفیری در دیرالزور سوریه، با هدف مجازات عاملین جنایت تروریستی اخیر تهران خبر داد. پایگاه خبری سپاه نیز تصاویری از شلیک این موشک ها منتشر کرد.

 

تصاویری از حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

 حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

تصاویری از حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

 حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

 حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

تصاویری از حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

 حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

 حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

تصاویری از حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

 حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

 حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

 حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

تصاویری از حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

 حمله موشکی سپاه به‌ مقر داعش

 

 

روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه ای از حمله موشکی نیروی هوافضای سپاه به مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی تروریست های تکفیری در دیرالزور سوریه، با هدف مجازات عاملین جنایت تروریستی اخیر تهران خبر داد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در پی جنایت تروریستی 17 خردادماه 96 تروریست های تکفیری در تهران که به شهادت 18 تن از مردم مظلوم و روزه دار و مجروحیت جمعی دیگر از هموطنان عزیز منجر گردید، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد: ‘ریخته شدن هیچ خون پاکی را بدون پاسخ نمی گذارد.’

 

بر این اساس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با استعانت از ذات اقدس الهی و به نیابت از ملّت قهرمان و دشمن ستیز ایران و خانواده معظم شهدا و آسیب دیدگان عملیات تروریستی در حرم مطهر حضرت امام (ره) و ساختمان اداری مجلس شورای اسلامی، لحظاتی پیش مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی و ساخت خودروهای انتحاری تروریست های تکفیری در منطقه دیرالزور در شرق سوریه را با هدف تنبیه تروریست های جنایتکار، مورد حمله موشکی قرار داد.

 

در این عملیات تعدادی موشک میان برد زمین به زمین از پایگاههای موشکی نیروی هوافضای سپاه در استان های کرمانشاه و کردستان، تروریست های تکفیری را هدف ضربات مهلک و کوبنده قرار داد.

 

گزارش های دریافتی حکایت از هلاکت تعداد زیادی از تروریست های تکفیری و انهدام تجهیزات، سامانه ها و سلاح های آنان دارد.

 

پیام این اقدام انقلابی و مجازات گونه کاملا روشن است؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به تروریست های تکفیری و حامیان منطقه ای و فرامنطقه ای آنان هشدار می دهد، در صورت تکرار اقدامات پلید و شیطانی علیه ملت ایران، خشم انقلابی و شعله های آتش انتقام پاسداران انقلاب، عاملین و مسببان آن را در بر خواهد گرفت و جنایتکاران را به جهنم رهنمون می سازد.

 

به ملّت عظیم الشأن ایران اسلامی اطمینان داده می شود، پاسداران انقلاب به فضل الهی و با همراهی و مشارکت سایر نیروهای نظامی، انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی کشور برای صیانت از امنیت ملی و شکست فتنه ها و پدیده های ضد امنیتی، از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و اقدامات متناسب را در دستور کار قرار خواهند داد.

 

[ad_2]

لینک منبع

هویت عاملان حملات تروریستی در تهران ( عکس16+)

[ad_1]

هویت عاملان حملات تروریستی در تهران ( عکس16+)

 

وزارت اطلاعات با انتشار بیانیه ای مشخصات و عکس عاملان حملات تروریستی تهران را منتشر کرد.

به گزارش جذاب به نقل از عصرایران، متن این اطلاعیه به این شرح است:

به اطلاع ملت شریف ایران می رساند؛ در پی رصدهای اطلاعاتی صورت گرفته هویت کامل عناصر تروریست تهران ( حرم مطهر حضرت امام خمینی (ره) و مجلس شورای اسلامی ) و همچنین هسته های مرتبط شناسایی گردیدند.

براین اساس تیم عملیاتی داعش که در عملیات تروریستی حرم مطهر و مجلس شورای اسلامی مشارکت داشتند؛ 5 نفر از عناصر تروریست سابقه دار وابسته به گروه های وهابی و تکفیری بودند که پس از جذب به گروهک تروریستی داعش، از کشور خارج گردیده و در جنایات این گروهک تروریستی در موصل و رقه مشارکت داشته اند.

عناصر مذکور در اجرای عملیات تروریستی در مردادماه سال 1395، تحت فرماندهی ابوعایشه از فرماندهان رده بالای داعش وارد کشور شده و قصد اجرای عملیات های تروریستی در شهرهای مذهبی را داشتند که پس از انهدام کامل شبکه و ضربه به نفرات اصلی این کیس ازجمله هلاکت ابوعایشه؛ از کشور متواری گردیده بودند.

بنابر برخی ملاحظات اجتماعی، امنیتی از انتشار نام خانوادگی نامبردگان خودداری گردید.

 

هویت عاملان حملات تروریستی در تهران ( عکس16+)

سریاس، فریدون
هویت عاملان حملات تروریستی در تهران ( عکس16+)

قیوم، ابوجهاد

هویت عاملان حملات تروریستی در تهران ( عکس16+)

رامین

 

[ad_2]

لینک منبع